گره ای کور در گلیم زمین
سلام بادبادک ها ما قاصدکان شهر هنوز زیر پای درختانیم...
يادت هست؟؟ يك روز گفت:آآآاآآ گفت: آآآآ گفت: ب مي گفت: آب آري آب تو مي گفتي:... چه مي گفتي ؟ نمي گفتي ... مي گفت:آآآآه گفتي:آب گفتي:آه مي گفت:... چه مي گويي؟ نمي گويي آفرين مادر بگو:آآآ مادرم آري بگو:ه بگو مادر بگو:... مادرم مادر نگفتي آب از آن روزي كه مي گفتي... نمی گفتی بگو مادر بگو:... آه مادر در رنج خلوصی خستگی ناپذیر وجود دارد, همان خلوصی که در شادی است , واین خلوص در پس خروار ها خیال قندیل بسته , در راه است... "کریستین بوبن" سبزترین سنگ را , پرتاب می کند به ماه. بامداد , خورشید, با چارقد آبيش, زمين را مي روبد از رويا هاي شكسته.... "بهزاد خواجات" ماه چه شكيبا, دست به دامن آسمان مي سپارد و كودك را در بافتن قالي رويا هاي زمين و آسمان سهيم مي كند. خورشيد, قالي زمين را صبح جمع مي كند و پنهان بر آسمان كودك پهن مي كند.....
| Design By : Night Skin |



